واقعگرایی(مفهوم و اهمیت آن در حکمت مدنی متعالیه )
محمد پزشگی، (1398)، «واقع گرایی: مفهوم و اهمیت آن برای حکمت مدنی متعالیه»، فصلنامه حکمت اسلامی، 4(6)، ص 89-108.
واقعگرایی(مفهوم و اهمیت آن در حکمت مدنی متعالیه[1])
محمد پزشگی [2]
چکیده:
مسئله بودگی «واقعیت اجتماعی» برای این حکمت، به امکان تأسیس علم انسانی متناسب با فلسفه اسلامی باز میگردد. در واقع پرسش از امکان تاسیس علم انسانی مزبور (به نوعی)، به چالش کشیدن ظرفیت حکمت متعالیه به مثابه یک نظام فلسفی کامل است؛ به گونهای که عدم امکان تأسیس علوم انسانی بر اساس آموزههای آن، به منزله نقص نظام فلسفه اسلامی تعبیر خواهد شد. هدف این مقاله، توضیح مفهوم و اهمیت «واقعگرایی» برای کلیت حکمت متعالیه است. مدعای این نوشته آن است که «واقعگرایی» اهمیتی اساسی در هستیشناسی، معرفتشناسی و نظام ارزشی حکمت مدنی متعالیه دارد؛ بهطوری که تبیین واقعگرایانه امر اجتماعی تبدیل به یک مسئله اساسی در حکمت مدنی شده است. این نوشتار نشان میدهد که چگونه مسئله بودگی «واقعیت اجتماعی» برای حکمت مدنی، به امکان تأسیس علم انسانی متناسب با حکمت متعالیه باز میگردد. به همین منظور، در مقاله حاضر از روش اسنادی استفاده شده است و تلاش شده از سخنان بزرگان این حکمت، برای مدعای مقاله مستنداتی ارائه گردد. یافتههای مقاله میتواند برای بررسی موضوعاتی مانند ارائه نظریه واقعگرایی در امور اعتباری یا تبیین ظرفیت حکمت متعالی برای تأسیس علوم انسانی بهکار گرفته شود.
کلیدواژهها: واقعگرایی، واقعیت اجتماعی، حکمت متعالیه، تأسیس علم انسانی، نظریه واقعگرایی در امور اعتباری.
6 . مقاله حاضر گزارشی از یک پژوهش با عنوان «نظریه واقعگرایی در امر سیاسی» است که در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در حال اجراست.
pezeshgi@isca.ac.irدانشیار و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی - 7