معرفی کتاب صورت بندی مطالعات زنان در جهان اسلام

کتاب صورتبندی مطالعات زنان در جهان اسلام به چاپ دوم رسيد. اين اثر که به و سيله پژوهشکده علوم و انديشه سياسی منتشر شده است در سايت اين پژوهشکده، به این صورت معرفی شده است.

نشانی اينترنتی

http://www.isca.ac.ir/cpt/index.php?option=com_content&task=view&id=247&Itemid=62

 

◄صورت بندي مطالعات زنان در جهان اسلام[1]

          پژوهشگر: محمد پزشگي[2]

 

موضوع اثر و اهميت آن:

 از زمان جنبش بازخيزي اسلامي در دوره معاصر (نيمه دوم سده نوزده ميلادي تاکنون) مسئله زن همواره بخش جدايي­ناپذير اين نهضت بوده است. در جهان اسلام، جنبش­هاي اجتماعي زنان و نظريه­پردازي در باب زن، به لحاظ مرجعيت اعتبار به دو دسته عرفي و اسلامي تقسيم مي­شود. موضوع اثر حاضر؛ تنها به مطالعات زنان با رهيافت اسلامي اختصاص دارد و به بررسي جنبش­هاي اجتماعي زنان و نيز مطالعات تئوريک با رهيافت عرفي در جهان اسلام نمي­پردازد. بديهي است که زنان مسلمان با جمعيتي برابر با نيمي از مسلمانان جهان در شرايط کنوني و ميراث سنتي به جا مانده از تجربه بومي خود، دچار مسائل، مطالبات و وظايف ويژه­اي هستند که توجه به آنها امري ضروري مي­نمايد. به­طور کلي، بازخواني جايگاه زن مسلمان در شرايط کنوني جوامع اسلامي مورد توجه انديشوران مسلمان و مصلحان بزرگ يک­صد ساله اخير بوده است.

 

برجستگي­هاي اثر نسبت به آثار مشابه:

 اثر حاضر درصدد ارائه دسته­بندي اوليه از مجموعه ديدگاه­هاي مختلف اسلامي است. معمولاً ديدگاه­هاي اسلامي به دو ديدگاه بنيادگرا و اصلاح­طلب، و يا در برخي از نوشته­ها به سه ديدگاه اصلاح­طلب، محافظه­کار و راديکال تقسيم مي­شود. اين امر باعث مي­شود که طبقه­بندي جامع و مانعي در مطالعات زنان در جهان اسلام انجام نگيرد. اين کتاب سعي دارد با ارائه تقسيم­بندي فراگيرتري نسبت به آثار موجود، به معرفي اجمالي ديدگاه­هاي سنتي، نوسلفي، اجتهادي، تجددگرايي و معرفت­شناسي در گفتار اسلامي معاصر بپردازد.

 

روش تحقيق و شيوه ارائه مطالب:

 نگارش جريان­شناسي تفکر اسلامي حاضر براساس نسبت­سنجي هويت زن مسلمان با تجدد غربي و به­خصوص فمنيسم برابري­طلب انجام گرفته است. بر اين اساس، با روش گردآوري کتابخانه­اي، به توصيف و شاکله­بندي هر يک از ديدگاه­هاي اسلامي مطالعات زنان پرداخته شده است. در ضمن نقد و ارزيابي هر ديدگاه نسبت به ديدگاه­هاي ديگر نيز در معرفي هر يک از ديدگاه­ها بيان شده تا امکان گفت­وگوي ميان ديدگاه­ها فراهم آيد.

 

نتيجه اثر:

 کتاب حاضر نشان­دهنده تلاش انديشه اسلامي معاصر براي هويت­يابي زن مسلمان است. اين هويت براساس ديدگاه­هاي مختلف اسلامي به شکلي نمود و ظهور يافته است. ديدگاه سنتي، چهره کنوني زن مسلمان را چهره­اي برآمده از آداب و رسوم چندين ساله بدون توجه به واقعيات و الزامات عصر حاضر به نمايش مي­گذارد، در حالي که ديدگاه­هاي ديگر به مقتضيات عصر کنوني توجه مي­کنند و در پي ارائه سبک زندگي مؤمنانه براي زن مسلمان در حال حاضر هستند. ديدگاه نوسلفي اين شيوه مؤمنانه را در طرد چهره زن غربي و تعاليم فمنيسم برابري طلب ترسيم مي­کند، در حالي که ديدگاه اجتهادگرا سعي در ترکيب عناصر هويتي جديد متناسب با مقتضيات زمانه دارد. چهره زن مسلمان در ديدگاه تجددگرايي اسلامي شامل طيف وسيعي از هويت­ها و عناصر هويتي است که عمدتاً از ترکيب ميراث اسلامي با ديدگاه­هاي فمنيستي – ليبرال، سوسيال، مارکسيست و راديکال به­دست مي­آيد، اما در ديدگاه معرفت­شناسان اسلامي اين چهره نه از طريق ترکيب ميراث با تجدد غربي، بلکه از طريق بازسازي هويت سنتي زن براساس اقتضائات عصر حاضر و به کمک ابزارهاي معرفت­شناختي جديد ايجاد مي­گردد.

 

مباحث اصلي اثر:

 اثر حاضر از يک مقدمه، دو بخش و يک نتيجه­گيري تشکيل يافته است. مقدمه اثر عهده­دار بيان صورت مسئله، پرسش­ها، مفروضات، فرضيه­ها و سازمان­دهي کتاب مي­باشد و نيز به اجمال ديدگاه سنتي نسبت به زن را بيان مي­کند. بخش اول کتاب شامل مقدمه­اي کوتاه درباره تحولات مطالعات زنان در انديشه اسلامي معاصر و دو فصل است: فصل اول، هويت زن مسلمان از ديدگاه نوسلفي را بررسي مي­کند و فصل دوم، به بيان اين هويت در ديدگاه اجتهادگرايانه اختصاص دارد. به همين منوال، بخش دوم کتاب نيز از يک مقدمه و دو فصل تشکيل شده است. در مقدمه اين بخش، تحولات نظريه­پردازي روشن­فکري و جايگاه روشن­فکران مسلمان در آن، در حوزه مطالعات زنان بررسي شده و سپس هويت زن مسلمان از نظر تجددگرايان و معرفت­شناسان طي فصل­هاي سوم و چهارم بيان شده است. در نتيجه­گيري کتاب نيز جغرافياي عمومي نظريه­پردازي در حوزه مطالعات زنان به اجمال ترسيم شده است.


 

 

[1]  صورت­بندی مطالعات زنان در جهان اسلام، محمد پزشگی، ]تهیه و تدوین[ پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1387، 312 ص رقعی.

[2] دانش ­آموخته حوزه علمیه قم، دانشجوی دکتری علوم سیاسی.

مصاحبه با سایت ابنا در حاشیه همایش" سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه"

 

آن چه در ذیل می آید مصاحبه کوتاه سایت ابنا با اینجانب است که در ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۷ در ضمن برگزاری همایش « سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه» انجام گرفته است.

 

حکمت متعالیه سیاست متعالیه را نتيجه خواهد داد

ارسال شده در تاريخ : 2009-02-01 08:08:48

حجم اندك آثار سياسي صدرا و عدم بحث و ارائه مباحث نظري مربوط به سياست توسط شارحان و شاگردان اين مكتب باعث شده عده‌اي بگويند حكمت متعاليه از سياست بحث نكرده است. اما بايد به اين پرسش پاسخ داد كه آن وقت تفاوت فلسفه با غير فلسفه چه مي‌شود؟ شكي نيست كه حكمت متعاليه يك دستگاه فلسفي، منسجم و منظم است، از طرفي خصوصيت يك دستگاه فلسفي در اين است كه هر پديده‌اي و از جمله پديده‌هاي اجتماعي و انساني را تبيين كند. اين دليل برخلاف استدلال نافيان اين ديدگاه، تاريخي نيست، بلكه دروني است. اگر بگوييم حكمت متعاليه سياست ندارد، مستلزم اين است كه بگوييم حكمت متعاليه فلسفه نيست و اين سخن خلاف بداهت است.


گفت و شنود رضا لك‌زايي با دکتر محمد پزشکي

 

اشاره: آنچه مي‌آيد مصاحبه ابنا با دكتر «محمد پزشكي»، نويسنده، محقق، استاد دانشگاه، عضو كميته علمي همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه و يكي از سخنرانان اين همايش است. كتاب "چيستي فلسفه اسلامي در حوزه تمدن اسلامي" و مقالاتي چون "روش و سياست در فلسفه اسلامي"، "بسط حكمت متعاليه در انديشه سياسي معاصر"، "جستاري در باب سرشت و جايگاه فلسفه سياسي" و ... بخشي از آثار ايشان است.

 

ابنا: آقاي دكتر به عنوان اولين سؤال بفرماييد كه "سياست متعاليه" به چه معني است؟ �
سياست معاني متفاوتي دارد، اما آنچه در لغت مشهور است، تدبير امور زندگي است؛ زندگي به معناي عام. سياست واژه‌اي است مشترک لفظي و متناسب با هستي‌شناسي که متكي به آن است، معاني متفاوتي پيدا مي‌کند. �
سياست در يک تقسيم به دو دسته تقسيم مي‌شود: �
1. سياست ضروري: كه به معناي راه کارها و برنامه هايي است که براي گذراندن نيازهاي اوليه و حيوانيه انسان لازم است. �
2. سياست متعاليه: سياست متعاليه معتقد است انسان علاوه بر نيازهاي اوليه و حيواني، نياز ديگري هم دارد و در پي تدبير اين بخش از وجوه وجود انسان است، لذا به نيازهايي فراتر از نيازهاي مادي هم مي‌پردازد.
ابنا: شما اين تقسيم را� بر اساس چه مبنايي طرح مي‌كنيد؟ �
ببينيد، سياست پشتوانه نظري مي‌خواهد. اگر آن حکمت نظري، انسان را مادي ديد، اين حکمت متداني است و سياست ضروري را نتيجه مي‌دهد و آن حکمت نظري که انسان و جهان را فراتر از محسوسات ديد، حکمت متعاليه است و سياست متعاليه را نتيجه خواهد بود.
ابنا: مراد از "حکمت متعاليه" چيست؟ �
حکمتي که جهان و انسان را در وسيع ترين بعد مي بيند. اين معنا، معناي عام حكمت متعاليه است؛ لذا حکمت متعاليه نه به عنوان يک اسم، بلکه به عنوان يک الگو، طرحي است كه از قبل مطرح شده و در واقع همان کاري است که دين انجام داده است، لذا از اين ديد حکمت متعاليه يک حکمت جاودان و هميشگي است. ملاصدرا هم كه به عنوان مؤسس نوعي از حکمت شناخته مي‌شود که ما به آن حكمت متعاليه مي‌گوييم، در واقع تلاش او ست تا اين مطالب را به صورت فلسفي ترسيم کند، خوشبختانه ملاصدرا توانست با استفاده از مصالح علماي قبل از خودش كه برخي از آنها هم از جمله ابن سينا و قيصري از تعبير حكمت متعاليه استفاده هم كرده بودند، و همچنين دريافت‌هاي خودش يک سيستم و الگوي بسته و منسجم ارائه کند. لذا حكمت متهعاليه چه قبلش و چه بعدش منحصر به ملاصدرا نيست. بزرگترين حکيم متعاليه خداوند است، لذا ملاصدرا مي‌گويد هدف حکمت خداگونه شدن است؛ يعني همان‌گونه که خداوند حکيم متعالي است، از انسان هم خواسته شده است که خودش را به اين حکيم شبيه کند و اين با سياست متعاليه شدني است.
ابنا: درباره حضور سياست در حکمت متعاليه چه ديدگاه هايي وجود دارد؟ �
بحث سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه بحث جديدي است. بنابراين قضاوت‌ها در مورد اين مسئله چندان دقيق نيست و ديدگاه‌هاي روشني در اين حوزه ديده نمي‌شود.
حجم اندك آثار سياسي ملاصدرا و عدم بحث و ارائه مباحث نظري مربوط به سياست توسط شارحان و شاگردان اين مكتب باعث شده عده‌اي بگويند حكمت متعاليه، از سياست بحث نكرده است. اما بايد به اين پرسش پاسخ داد كه آن وقت تفاوت فلسفه با غير فلسفه چه مي‌شود؟ شكي نيست كه حكمت متعاليه يك دستگاه فلسفي، منسجم و منظم است، از طرفي خصوصيت يك دستگاه فلسفي در اين است كه هر پديده‌اي و از جمله پديده‌هاي اجتماعي و انساني را تبيين كند. اين دليل برخلاف استدلال نافيان اين ديدگاه تاريخي نيست، بلكه دروني است. اگر بگوييم حكمت متعاليه سياست ندارد، مستلزم اين است كه بگوييم حكمت متعاليه فلسفه نيست و اين سخن در واقع، اظهار نظر كردن، خلاف بداهت است.
ابنا: ملاصدرا به طور روشن در کدام يک از آثارش راجع به سياست سخن گفته است؟ �
در دو تا از کتاب‌هاي صدرالمتألهين شيرازي بُعد سياسي اين حکمت بيشتر� به چشم مي‌خورد؛ يكي در مشهد پنجم شواهد الربوبيه، و ديگري هم در مبداء و معاد. البته در آثار ديگر او هم مي‌توان جنبه‌هايي از مباني طرح سياسي او را ملاحضه کرد.
ابنا: با توجه به اينكه سفر چهارمي كه ملاصدرا در اسفار مطرح كرده، و اين سفر مربوط به رهبري جامعه به سمت كمال است آيا مي توان اين کتاب را هم از كتاب‌هاي سياسي اين حكيم محسوب كنيم؟
بايد بگويم يک سياست عامي به معناي تدبير بر اين طرح از سفر اول تا چهارم حاکم است. سياست خاص هم در واقع برمي‌گردد به سفر چهارم که اين سفر، ذيل بحث نبوت مطرح مي‌شود و آن دو کتاب که عرض شد، ملاصدرا� آنجا بحث كرده و اين نظريه را بسط داده و تبيين كرده است.
ابنا: ظرفيت هاي حکمت متعاليه در عرصه سياست را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
حكمت متعاليه به ما ديد وسيعي مي‌دهد. مخصوصاً در ساختن مفاهيم و ارائه راه حل‌ها. در ساير حوزه‌ها مثل روابط بين‌الملل، جامعه‌شناسي سياست‌گزاري‌هاي عمومي،‌ ديپلماسي و... هنوز نياز به زمان داريم. به گمان من هنوز نظريه سياست متعاليه ساخته نشده است. البته درمورد ظرفيت‌هاي اين حكمت مي‌شود حرف زد و البته آن وقت از اميدها و چشم‌اندازمان سخن گفته‌ايم كه ان‌شاءالله به آن دست خواهيم يافت.
با توجه به اينكه حضرت‌عالي عضو كميت? علمي همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه هم بوده‌ايد، ارزيابي شما از مقالاتي كه به اين همايش ارسال شده چيست؟
ببينيد، هركاري اولش سخت است. مثلاً شناگري كه تازه مي‌خواهد شنا ياد بگيرد، وقتي خودش را به آب مي‌زند بيشتر از شخصي كه مهارت دارد، تلاش مي‌كند و كمتر نتيجه مي‌گيرد، اما مهم اين است كه دست از تلاش برندارد. اين كار را هم بايد از يك جا شروع كرد. اگر اين كار 20 سال قبل شروع مي‌شد ما الان خيلي جلوتر بوديم. اما راجع به مقالات؛ اگر نسبت به مقالاتي كه تا حالا كار شده بسنجيم، روشن است كه به قوت آنها نيست، اما در مجموع مقالات خوب و قابل تأملي است. البته نبايد از نظر دور داشت كه علاوه بر تازه و بكر بودن موضوع، مسائلي چون بحران مفاهيمي كه در علوم انساني با آن روبه‌رو هستيم هم اين كار را مشكل‌تر مي‌كرد.


ابنا: اگر چه همايش هنوز تمام نشده، مي‌توانم بپرسم همايش را چطور ديديد؟
همايش به لحاظ موضوع و نوآوري كه داشت، خوب بود.� حضور و حمايت فقيه و حكيم متأله حضرت آيت الله جوادي هم در اين همايش و قبل از آن ويژگي منحصر به فردي داشت، و به خوبي توانست به عمق و غناي علمي همايش بيافزايد. از لحاظ اجرايي و اطلاع رساني و نظم هم، با چند نفر كه من صحبت كردم و همانطور كه شما ديديد، مي‌توانم بگويم مثال زدني است.

 منبع

http://www.psas.ir/main/index.php?content=show&newsid=177