آن چه در ذیل می آید مصاحبه کوتاه سایت ابنا با اینجانب است که در ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۷ در ضمن برگزاری همایش « سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه» انجام گرفته است.
|
حکمت متعالیه سیاست متعالیه را نتيجه خواهد داد |
ارسال شده در تاريخ : 2009-02-01 08:08:48 | |
|
حجم اندك آثار سياسي صدرا و عدم بحث و ارائه مباحث نظري مربوط به سياست توسط شارحان و شاگردان اين مكتب باعث شده عدهاي بگويند حكمت متعاليه از سياست بحث نكرده است. اما بايد به اين پرسش پاسخ داد كه آن وقت تفاوت فلسفه با غير فلسفه چه ميشود؟ شكي نيست كه حكمت متعاليه يك دستگاه فلسفي، منسجم و منظم است، از طرفي خصوصيت يك دستگاه فلسفي در اين است كه هر پديدهاي و از جمله پديدههاي اجتماعي و انساني را تبيين كند. اين دليل برخلاف استدلال نافيان اين ديدگاه، تاريخي نيست، بلكه دروني است. اگر بگوييم حكمت متعاليه سياست ندارد، مستلزم اين است كه بگوييم حكمت متعاليه فلسفه نيست و اين سخن خلاف بداهت است.
گفت و شنود رضا لكزايي با دکتر محمد پزشکي
اشاره: آنچه ميآيد مصاحبه ابنا با دكتر «محمد پزشكي»، نويسنده، محقق، استاد دانشگاه، عضو كميته علمي همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه و يكي از سخنرانان اين همايش است. كتاب "چيستي فلسفه اسلامي در حوزه تمدن اسلامي" و مقالاتي چون "روش و سياست در فلسفه اسلامي"، "بسط حكمت متعاليه در انديشه سياسي معاصر"، "جستاري در باب سرشت و جايگاه فلسفه سياسي" و ... بخشي از آثار ايشان است.
ابنا: آقاي دكتر به عنوان اولين سؤال بفرماييد كه "سياست متعاليه" به چه معني است؟ � سياست معاني متفاوتي دارد، اما آنچه در لغت مشهور است، تدبير امور زندگي است؛ زندگي به معناي عام. سياست واژهاي است مشترک لفظي و متناسب با هستيشناسي که متكي به آن است، معاني متفاوتي پيدا ميکند. � سياست در يک تقسيم به دو دسته تقسيم ميشود: � 1. سياست ضروري: كه به معناي راه کارها و برنامه هايي است که براي گذراندن نيازهاي اوليه و حيوانيه انسان لازم است. � 2. سياست متعاليه: سياست متعاليه معتقد است انسان علاوه بر نيازهاي اوليه و حيواني، نياز ديگري هم دارد و در پي تدبير اين بخش از وجوه وجود انسان است، لذا به نيازهايي فراتر از نيازهاي مادي هم ميپردازد. ابنا: شما اين تقسيم را� بر اساس چه مبنايي طرح ميكنيد؟ � ببينيد، سياست پشتوانه نظري ميخواهد. اگر آن حکمت نظري، انسان را مادي ديد، اين حکمت متداني است و سياست ضروري را نتيجه ميدهد و آن حکمت نظري که انسان و جهان را فراتر از محسوسات ديد، حکمت متعاليه است و سياست متعاليه را نتيجه خواهد بود. ابنا: مراد از "حکمت متعاليه" چيست؟ � حکمتي که جهان و انسان را در وسيع ترين بعد مي بيند. اين معنا، معناي عام حكمت متعاليه است؛ لذا حکمت متعاليه نه به عنوان يک اسم، بلکه به عنوان يک الگو، طرحي است كه از قبل مطرح شده و در واقع همان کاري است که دين انجام داده است، لذا از اين ديد حکمت متعاليه يک حکمت جاودان و هميشگي است. ملاصدرا هم كه به عنوان مؤسس نوعي از حکمت شناخته ميشود که ما به آن حكمت متعاليه ميگوييم، در واقع تلاش او ست تا اين مطالب را به صورت فلسفي ترسيم کند، خوشبختانه ملاصدرا توانست با استفاده از مصالح علماي قبل از خودش كه برخي از آنها هم از جمله ابن سينا و قيصري از تعبير حكمت متعاليه استفاده هم كرده بودند، و همچنين دريافتهاي خودش يک سيستم و الگوي بسته و منسجم ارائه کند. لذا حكمت متهعاليه چه قبلش و چه بعدش منحصر به ملاصدرا نيست. بزرگترين حکيم متعاليه خداوند است، لذا ملاصدرا ميگويد هدف حکمت خداگونه شدن است؛ يعني همانگونه که خداوند حکيم متعالي است، از انسان هم خواسته شده است که خودش را به اين حکيم شبيه کند و اين با سياست متعاليه شدني است. ابنا: درباره حضور سياست در حکمت متعاليه چه ديدگاه هايي وجود دارد؟ � بحث سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه بحث جديدي است. بنابراين قضاوتها در مورد اين مسئله چندان دقيق نيست و ديدگاههاي روشني در اين حوزه ديده نميشود. حجم اندك آثار سياسي ملاصدرا و عدم بحث و ارائه مباحث نظري مربوط به سياست توسط شارحان و شاگردان اين مكتب باعث شده عدهاي بگويند حكمت متعاليه، از سياست بحث نكرده است. اما بايد به اين پرسش پاسخ داد كه آن وقت تفاوت فلسفه با غير فلسفه چه ميشود؟ شكي نيست كه حكمت متعاليه يك دستگاه فلسفي، منسجم و منظم است، از طرفي خصوصيت يك دستگاه فلسفي در اين است كه هر پديدهاي و از جمله پديدههاي اجتماعي و انساني را تبيين كند. اين دليل برخلاف استدلال نافيان اين ديدگاه تاريخي نيست، بلكه دروني است. اگر بگوييم حكمت متعاليه سياست ندارد، مستلزم اين است كه بگوييم حكمت متعاليه فلسفه نيست و اين سخن در واقع، اظهار نظر كردن، خلاف بداهت است. ابنا: ملاصدرا به طور روشن در کدام يک از آثارش راجع به سياست سخن گفته است؟ � در دو تا از کتابهاي صدرالمتألهين شيرازي بُعد سياسي اين حکمت بيشتر� به چشم ميخورد؛ يكي در مشهد پنجم شواهد الربوبيه، و ديگري هم در مبداء و معاد. البته در آثار ديگر او هم ميتوان جنبههايي از مباني طرح سياسي او را ملاحضه کرد. ابنا: با توجه به اينكه سفر چهارمي كه ملاصدرا در اسفار مطرح كرده، و اين سفر مربوط به رهبري جامعه به سمت كمال است آيا مي توان اين کتاب را هم از كتابهاي سياسي اين حكيم محسوب كنيم؟ بايد بگويم يک سياست عامي به معناي تدبير بر اين طرح از سفر اول تا چهارم حاکم است. سياست خاص هم در واقع برميگردد به سفر چهارم که اين سفر، ذيل بحث نبوت مطرح ميشود و آن دو کتاب که عرض شد، ملاصدرا� آنجا بحث كرده و اين نظريه را بسط داده و تبيين كرده است. ابنا: ظرفيت هاي حکمت متعاليه در عرصه سياست را چگونه ارزيابي ميکنيد؟ حكمت متعاليه به ما ديد وسيعي ميدهد. مخصوصاً در ساختن مفاهيم و ارائه راه حلها. در ساير حوزهها مثل روابط بينالملل، جامعهشناسي سياستگزاريهاي عمومي، ديپلماسي و... هنوز نياز به زمان داريم. به گمان من هنوز نظريه سياست متعاليه ساخته نشده است. البته درمورد ظرفيتهاي اين حكمت ميشود حرف زد و البته آن وقت از اميدها و چشماندازمان سخن گفتهايم كه انشاءالله به آن دست خواهيم يافت. با توجه به اينكه حضرتعالي عضو كميت? علمي همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه هم بودهايد، ارزيابي شما از مقالاتي كه به اين همايش ارسال شده چيست؟ ببينيد، هركاري اولش سخت است. مثلاً شناگري كه تازه ميخواهد شنا ياد بگيرد، وقتي خودش را به آب ميزند بيشتر از شخصي كه مهارت دارد، تلاش ميكند و كمتر نتيجه ميگيرد، اما مهم اين است كه دست از تلاش برندارد. اين كار را هم بايد از يك جا شروع كرد. اگر اين كار 20 سال قبل شروع ميشد ما الان خيلي جلوتر بوديم. اما راجع به مقالات؛ اگر نسبت به مقالاتي كه تا حالا كار شده بسنجيم، روشن است كه به قوت آنها نيست، اما در مجموع مقالات خوب و قابل تأملي است. البته نبايد از نظر دور داشت كه علاوه بر تازه و بكر بودن موضوع، مسائلي چون بحران مفاهيمي كه در علوم انساني با آن روبهرو هستيم هم اين كار را مشكلتر ميكرد.
ابنا: اگر چه همايش هنوز تمام نشده، ميتوانم بپرسم همايش را چطور ديديد؟ همايش به لحاظ موضوع و نوآوري كه داشت، خوب بود.� حضور و حمايت فقيه و حكيم متأله حضرت آيت الله جوادي هم در اين همايش و قبل از آن ويژگي منحصر به فردي داشت، و به خوبي توانست به عمق و غناي علمي همايش بيافزايد. از لحاظ اجرايي و اطلاع رساني و نظم هم، با چند نفر كه من صحبت كردم و همانطور كه شما ديديد، ميتوانم بگويم مثال زدني است.
منبع |
http://www.psas.ir/main/index.php?content=show&newsid=177