علم را به معيارهای مختلف می­توان تقسيم بندی کرد. در يک تقسيم بندی علم را برحسب وجود خارجی­اش از پديدآورندگان آن به فردگرايي و عينی گرايي تقسيم می­کنند. براساس اين تقسيم بندی فردگرايي نظری است که معتقد است علم بر حسب عقايد افراد فهم می­شود. در حالی که عينی­گرايي ديدگاهی است که معتقد است  علم دارای مميزات و خصوصياتی است که از مرز عقايد و آگاهی­های افرادی که آن­ها را طرح می­کنند و مورد تامل قرار می­دهند فراتر می­رود.  اما اين تنها نوع تقسيم بندی علم نيست. بر اساس تقسيم بندی ديگری از علم، علم را به عقل­گرايي و نسبی­گرايي تقسيم می­کنند. بر اساس تقسيم بندی اخير می­توان به پرسش­هايي مانند اين پرسش­ها پاسخ داد که چگونه می­توان مسائل علمی را ارزيابی يا داوری کرد؟ از ميان نظريه­های رقيب يکی را برگزيد؟ و معيار تمييز علم از غير علم چيست؟

عقل­گرايان معتقدند که معيار واحد، ابدی، و کلی وجود دارد که به ياری آن می­توان توانايي­های نسبی نظريه­های رقيب را مورد ارزيابی قرار داد. به عنوان نمونه استقراگرايان مقدار تاييد استقرايي را که يک نظريه از يافته­های پذيرفته شده به دست می­آورد به منزله معيار کلی علم بر می­گزينند. در صورتی که ابطال­گرايان ميزان ابطال­پذيری نظريه­های ابطال ناشده را معيار علمی بودن نظريه­های علمی معرفی می­کنند. از نظر عقل­گرايان معيار علمی بودن نظريه­ها بايد کلی و غير تاريخی باشد. عقل­گرايان هنگام انتخاب ميان دو نظريه رقيب، نظريه­ای را که با معيار کلی مطابقت داشته باشد بر می­گيرند و آن را که با معيار سازگار نباشد وا می­نهند. برای پيروان اصالت عقل تمييز ميان علم از غير علم امری آسان و روشن است. آنها تنها نظريه­هايي را علمی می­دانند که بتوان آنها را به وضوح بر اساس معيار کلی ارزيابی کرد و آن نظريه­ها از بوته آزمون سرفراز بيرون آيند.

اما در مقابل نسبی­گرايان منکر وجود معياری کلی و غير تاريخی برای نظريه­های علمی هستند و از اين رو منکر معياری هستند که به اعتبار آن بتوان نظريه­ای را بر نظريه ديگر برتری داد. به نظر نسبی­گرايان آن چه خوبی يا بدی نظريه­های علمی را مشخص می­کند نزد هر دانشمند يا هر جامعه علمی فرق می­کند. نسبی­گرايان معتقدند که گزينش يک نظريه از ميان نظريه­های رقيب ديگر بستگی به آن خواهد داشت که برای فرد دانشمند يا جامعه علمی او چه چيز مهم باشد يا امری ارزشمند تلقی شود. از آن­جا که به عقيده نسبی­گرايان معيارهای ارزيابی نظريه­ها بستگی به ارزش­ها و تعلقات فرد يا جامعه مربوطه دارد، تمييز ميان علم و غير علم به تناسب تغيير خواهد کرد.

علم را می­توان به معيارهای مختلفی تقسيم بندی کرد. بر اساس وجود معياری برای داوری و ارزش­يابی نظريه­های رقيب و تشخيص نظريه علمی از نظريه شبه علمی دو ديدگاه در باب گزاره­های علمی وجود دارد: عقل­گرايي و نسبی­گرايي. عقل­گرايان معتقدند که معيار واحد، ابدی، و کلی وجود دارد که به ياری آن می­توان توانايي­های نسبی نظريه­های رقيب را مورد ارزيابی قرار داد. از نظر عقل­گرايان معيار علمی بودن نظريه­ها بايد کلی و غير تاريخی باشد. عقل­گرايان هنگام انتخاب ميان دو نظريه رقيب، نظريه­ای را که با معيار کلی مطابقت داشته باشد بر می­گيرند و آن را که با معيار سازگار نباشد وا می­نهند. برای پيروان اصالت عقل تمييز ميان علم از غير علم امری آسان و روشن است. آنها تنها نظريه­هايي را علمی می­دانند که بتوان آنها را به وضوح بر اساس معيار کلی ارزيابی کرد و آن نظريه­ها از بوته آزمون سرفراز بيرون آيند. در صورتی که نسبی­گرايان منکر وجود معياری کلی و غير تاريخی برای نظريه­های علمی هستند. نسبی­گرايان معتقدند که گزينش يک نظريه از ميان نظريه­های رقيب ديگر بستگی به آن خواهد داشت که برای فرد دانشمند يا جامعه علمی او چه چيز مهم باشد يا امری ارزشمند تلقی شود و تمييز ميان علم و غير علم به تناسب ارزش­ها و تعلقات فرد يا جامعه علمی تغيير خواهد کرد.